محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
پيشگفتار 25
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
هرج و مرج كه از رقابت و كشمكشهاى سران قزلباش سرچشمه مىگرفت زبانه كشيد و سر كردگان قزلباش به دستاويز طرفدارى از حيدر ميرزا و اسمعيل ميرزا پسران شاه ، با يكديگر در آويختند و پردگيان حرم نيز در اين مبارزهء قدرت جانب اين يا آن دسته را گرفتند تا سرانجام حيدر ميرزا فرزند محبوب شاه كشته شد و اسمعيل ميرزا كه به علت ستمگرى و كجرفتارى بدستور پدر در قلعهء قهقهه زندانى بود بكمك خواهرش پريخان خانم و برخى از سرداران قزلباش بسلطنت نشست و در مدت يكسال و چهار ماه و شانزده روز پادشاهى دست به قتل شاهزادگان صفوى و طرفداران حيدر ميرزا زد و جان خود را نيز عاقبت بر سر اين كار گذاشت . پس از مرگ شاه اسمعيل ، سران قزلباش تنها فرزند ذكور بازمانده شاه تهماسب يعنى محمد ميرزا را كه خود و فرزندانش معجز آسا از چنگال دژخيمان برادر گريخته بودند بر مسند قدرت نشاندند و چون وى نيز به علت ضعف و نابينايى قادر به شركت در ادارهء امور نبود زمام كارها يكسره در دست وليعهد حمزه ميرزا و مادرش ملكه مهد عليا و گروهى از امراى قزلباش افتاد و آن دسته از امراء كه مورد بىمهرى قرار گرفته بودند به كار شكنى بر ضد دولت جديد برخاسته و آشكارا در گوشه و كنار از اطاعت حكومت مركزى سرباز زدند . در اين ميان دشمنان خارجى ايران يعنى دولت عثمانى و مهاجمين ازبك با استفاده از نفاق خانگى دولت صفوى بمرزهاى كشور ايران هجوم آورده دست به قتل و غارت زدند لكن سپاهيان قزلباش بفرماندهى حمزه ميرزا شاهزادهء دلير صفوى در برابر عساكر عثمانى پاى مردى و مردانگى فشرده ، بارها حملات آنها را با شكست و ناكامى مواجه ساختند . نويسنده قسمتى از مطالب كتاب نخستين خود را به شرح بهادرى و پهلوانى اين شاهزاده اختصاص داده و همهجا با تحسين ازو ياد كرده است . متأسفانه آشوبهاى داخلى كه مقارن با هجوم عثمانى آغاز گرديده بود نيروى شاهزاده را در مبارزه با بيگانگان تضعيف نموده و ويرا ناچار ساخت براى فرو نشاندن